مولف ناشناخته

262

تاريخ شاهى ( فارسى )

خداوند تركان متوجهء خطه سيرجان گشت . فى الجمله ساختگى سفر اردو بفرمود و روانه شد ، و آن سفر و غيبت مدت يك سال و كسرى [ 507 ] برداشت ، و مجادله و منازعتى كه ميان اباقا خان و منكو تمر افتاد ، بر كنار رود كر ، درين تاريخ بود . و آن واقعه‌اى هايل و فتنه‌اى پرخسر بود كه از انديشهء آن زهرهء شيران آب مىشد و خون در تن ليران جهان شاخ بقم مىگشت . و معتمدان رواة كه حاضران آن معركه بودند حكايت مىكردند كه بعد مسافت ميان دو لشكر زياده از سه روزه راه نمانده بود ، و آن دو لشكر بودند كه عدد ايشان از حد حصر و احصاء تجاوز نموده بود ، و از مراتب و مدارج كثرت چيزى بر آن فزوده ، و ايلچيان سخت گفتار - بر ديو ددان باد رفتار - بر تواتر و توالى در راه تردد و و تشدد ، و از جهت جنگ و جدال و كشش و كوشش و تعيين زمان و مكان گوى سخن در ميدان ، و طايفه‌اى از اهل قلم و طبقهء كتبه كه همواره در فراش امن غنوده بودند و بر خوان و آش [ 508 ] خصب آسوده ، از خوف مصادمهء آن دو لشكر قرار و آرام از ايشان رميده و لذت خواب و خور بر ايشان شوريده ، شبانروزى بر سجاده تعبد ، مصاحف قرآن در پيش نهاده بودند و دست و زبان به تضرع و دعا برگشاده ، و از كثرت خلايق و انبوهى مردم در آن لشكرگاه غلايى نيز روى نمود و تنگى قوت در افزود . بازى كج روزگار به امتحان ، لباس خوف وجوع بر روى كار ايشان پوشانيد و ايشان را از فقدان نعمت امن و خصب بياگاهانيد . فضل عميم و لطف قديم آفريدگار تعالى شأنه و توالى احسانه - كه در همه احوال عموم بندگان را از عالم و نادان و كافر و مسلمان حارس و حامى است - از پس پردهء غيب و مكمن غرايب صنع اعجوبه‌اى بيرون آورد ، كه از روى ظاهر فسادى مىنمود - اما از راه معنى به حقيقت صلاحى [ 509 ] بود ، بيت : سررشتهء غيب ناپديدست * بس قفل كه بنگرى كليدست عسى أن تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسى ان تحبوا شيئا و هو شزّ لكم ، ناگاه